دل نوشته های عاشقانه 4

دلم هوای خودم را کرده است
ایــن روزهـــا
بیشــتر از هــر زمــانی

دلم هوای خودم را کرده است
ایــن روزهـــا
بیشــتر از هــر زمــانی

بــه مــن تکيــه کــن!
مــن تمــام هستــي ام را
دامني مي کنــم تــا تــو ســرت را بــر آن بنــهي!

اينجا هوا ابريه!...يعني دلم گرفته....شايد غم دوريته!
آخه مسافر من ...از روزي که تو رفتي........شوق ترانه ها رفت !
هق هق گريه موند و شبانه هاي بي تو !
از روزي که تو رفتي شوقي به زندگي نيست .......
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

آرزو
من از دلنشین ترین کلام ، پاکیزه ترین نام را می خواهم ....
من از مجذوبترین نگاه ، نزدیکترین اجابت را می خواهم ...
من از دلخواه ترین خیال ، صمیمانه ترین باور را می خواهم ....
من از پرشکوهترین احساس ، فروتنانه ترین تمنا را می خواهم ....
من از تو خود را ، فقط خود را می خواهم ....


می خواهم کلمات را به بردگی بکشم تا مجبور نشوم به دنبال جمله های پر از
مهربانی برای تو بگردم می خواهم تو را آویز شعرهای عاشقانه کنم و به گردنم
بیاویزم تا همیشه با من باشی می خواهم از تمام ترانه ی خندهایت آهنگی
بسازم دلنواز که آرامش را به قلب هایمان هدیه کند آنگاه با قلب خسته ام قصه
ی عاشقانه ای بنویسم که تا هستم و هستیم جاوید باشد و شیرین و فرهاد بر
آن حسادت کنند می خواهم با قلمم بر دلی که تو آن را شکسته ای بنویسم که
نگاهت را از چشمان غمگین دلم نگیر.